اسفند 96
و اما در احوالات اسفند زیبای 96 امسال اسفند هم مثل سالهای قبل شلوغ و پر از دغدغه بود و یه عالمه کار نکرده که باید انجام میشد و تفاوتش این بود که اینجانب مثل سالهای قبل انرژی نداشتم و همش رو کج دار و مریز طی کردم از آراد بگم که توی این مدت حسابی مشغول بود و هم کارهای مهدکودکش زیاد بود وقتی هر روز از مهد تحویلش میگرفتم یه لیست بلندی از شعرهای جور واجور در دست که باید برای روز بعد تمرین میشد. جشن های مختلفی که برگزار شد و یه روز هم اولیا رو خواستن تا برنامه اجرا کنن . کلاس پسرم دوتا سرود داشتن و ماماناشونم از جمله بنده کلی حال میکردم. روزهای مهدش هم که طبق روال میگذشت و کلاس زبانش هم همچنان پابرجا و مستدام بود. ...






